- شهریور ۲۱, ۱۴۰۵
- زمان مطالعه : 11دقیقه
الکامپ ۱۴۰۵ را میتوان نمایشگاهی دانست که بیش از هر زمان دیگری از هوش مصنوعی حرف میزد؛ اما کمتر از آن برای حل یک مسئله واقعی استفاده میکرد.
این شاید مهمترین برداشت من از بازدید امسال از نمایشگاه الکامپ باشد ، الکامپ نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی کرده بود. هوش مصنوعی دیگر یک واژه تزئینی یا موضوعی حاشیهای نبود. بخش بزرگی از غرفهها بهنوعی خود را با هوش مصنوعی پیوند زده بودند و تقریباً در تمام بخشهایی که محصولی با عنوان هوش مصنوعی ارائه میشد، ردپایی از مدلهای زبانی، Generative AI یا APIهای مدلهای بزرگ زبانی دیده میشد.
از این منظر، باید به نمایشگاه امسال نمره قبولی داد اما درست در همین نقطه، سؤال مهمتری شکل میگیرد:
آیا افزایش حضور هوش مصنوعی به معنای افزایش بلوغ هوش مصنوعی در صنعت فناوری ایران است؟
به نظر من، هنوز نه.
مسئلهای که پیدا نشد
اگر بخواهم کل نمایشگاه را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
الکامپ ۱۴۰۵ بیش از آنکه فاقد فناوری باشد، فاقد مسئله درست بود.
در بسیاری از غرفهها فناوری وجود داشت؛ مدل زبانی وجود داشت، API وجود داشت، RAG وجود داشت، دستیار هوشمند وجود داشت، تحلیل داده وجود داشت و حتی در برخی موارد معماریهای پیچیدهای از فناوریهای جدید ارائه شده بود.اما وقتی چند سؤال ساده درباره کسبوکار پرسیده میشد، داستان متفاوت میشد:
این محصول دقیقاً چه مسئلهای را حل میکند؟
این مسئله چقدر برای مشتری مهم است؟
اگر این محصول وجود نداشته باشد چه اتفاقی میافتد؟
چه هزینهای از مشتری کم میکند؟
چه درآمدی ایجاد میکند؟
کدام شاخص کسبوکار را بهبود میدهد؟
و مهمتر از همه:
چرا این مسئله باید با هوش مصنوعی حل شود؟
در تعداد زیادی از موارد، پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشت.
هوش مصنوعی به محصول اضافه شده بود؛ محصول بهخاطر هوش مصنوعی تغییر نکرده بود
الگوی غالبی که در بسیاری از غرفهها دیده میشد بسیار ساده بود:
محصول موجود + API هوش مصنوعی = محصول جدید با برچسب هوش مصنوعی
یک نرمافزار قدیمی وجود داشت و حالا یک Chatbot به آن اضافه شده بود ؛ یک سامانه سازمانی وجود داشت و حالا میتوانستیم با زبان طبیعی از آن سؤال کنیم ، یک محصول تحلیلی وجود داشت و حالا یک قابلیت Generative AI کنار آن قرار گرفته بود اینها همه میتوانند قابلیتهای مفیدی باشند؛ اما مسئله اینجاست که در اغلب موارد، هوش مصنوعی محصول را متحول نکرده بود.
هوش مصنوعی صرفاً به محصول اضافه شده بود این تفاوت بسیار مهم است در دنیا، بحث دیگر فقط این نیست که «کجا میتوانیم هوش مصنوعی اضافه کنیم؟»
بحث به سمت سؤال بزرگتری رفته است:
اگر هوش مصنوعی از ابتدا در مرکز طراحی محصول و فرایند قرار بگیرد، چه چیزی را باید از نو طراحی کنیم؟
این همان فاصله میان AI-enabled و AI-native است.
Technology-first؛ بیماری قدیمی با فناوری جدید
مشکل دیگری که در نمایشگاه بهوضوح دیده میشد، غلبه نگاه فناوری بر نگاه کسبوکار بود سالهاست یکی از چالشهای صنعت فناوری ایران این بوده که ابتدا فناوری انتخاب میشود و بعد برای آن کاربرد پیدا میکنیم این بار فقط فناوری تغییر کرده است.
قبلاً میگفتیم:
«بلاکچین داریم، کجا استفاده کنیم؟»
امروز میگوییم:
LLM داریم، کجا استفاده کنیم؟
اما مسئله همچنان همان است.
در یک سازمان بالغ، مسیر باید برعکس باشد:
مسئله ← ارزش ← فرایند ← راهکار ← فناوری
نه:
فناوری ← قابلیت ← محصول ← پیدا کردن مشتری
هوش مصنوعی اتفاقاً این تفاوت را بسیار پررنگتر کرده است زیرا دسترسی به مدلهای قدرتمند دیگر مزیت انحصاری نیست. بسیاری از مدلهای زبانی از طریق API در دسترس هستند و ساخت یک نمونه اولیه از یک محصول هوش مصنوعی دیگر کار خارقالعادهای نیست.
بنابراین مزیت رقابتی آینده در این نیست که چه کسی زودتر یک API را به محصول خود اضافه میکند مزیت در این است که:
چه کسی مسئله مهمتری را پیدا میکند و بهتر حل میکند.
هوش مصنوعی 95 درصد ؛ یک قابلیت اضافهشده، نه یک تحول
اگر بخواهم برداشت میدانی خود را بهصورت تقریبی بیان کنم، بیش از ۹۵ درصد راهکارهای هوش مصنوعی که در نمایشگاه مشاهده کردم، بیشتر در دسته AI-enabled قرار میگرفتند تا AI-native
یعنی یک محصول یا سرویس قبلی وجود داشت و یک قابلیت هوش مصنوعی به آن اضافه شده بود درصد بسیار کوچکی واقعاً تلاش کرده بودند یک مسئله مشخص را با استفاده از هوش مصنوعی از ابتدا طراحی و حل کنند اما حتی در این گروه نیز اغلب یک مشکل دیگر وجود داشت:
راهحل از فناوری شروع شده بود، نه از اقتصاد مسئله.
به همین دلیل بسیاری از محصولات، حتی اگر از نظر فنی جالب بودند، فاقد یک Business Case روشن بودند.
نه مشخص بود چقدر هزینه کم میکنند.
نه مشخص بود چقدر درآمد ایجاد میکنند.
نه مشخص بود چه KPIای را تغییر میدهند.
و نه روشن بود مشتری چرا باید بابت آنها پول پرداخت کند.
البته این درصدها آمار رسمی نمایشگاه نیستند؛ بلکه برآوردی از ارزیابی میدانی مجموعهای از غرفهها هستند.
نبود نوآوری، حتی در نمایشگاه نوآوری
شاید دومین مسئله بزرگ الکامپ ۱۴۰۵ بعد از «مسئله نداشتن»، ضعف نوآوری بود.بسیاری از چیزهایی که دیده میشدند، در اصل فناوریهای شناختهشدهای بودند که با ترکیبهای مختلف کنار هم قرار گرفته بودند:
Chatbot، RAG، OCR، تحلیل متن، خلاصهسازی، دستیار هوشمند، تحلیل داده، پیشبینی و API
هیچکدام ذاتاً بد نیستند اما وقتی تقریباً همه همین قابلیتها را ارائه میکنند، دیگر خود این قابلیتها نوآوری محسوب نمیشوند نوآوری زمانی اتفاق میافتد که نتیجه برای مشتری متفاوت باشد
گاهی این تفاوت در محصول است.
گاهی در فرایند.
گاهی در مدل کسبوکار.
و گاهی حتی در تعریف مسئله.
اما در الکامپ امسال، بخش بزرگی از نوآوری در سطح Feature باقی مانده بود، نه Product و نه Business Model
یک نمایشگاه پر از هوش مصنوعی، اما کمبود محصول متمایز
پارادوکس جالب الکامپ امسال این بود که هرچه بیشتر در نمایشگاه حرکت میکردیم، تعداد بیشتری محصول «هوش مصنوعی» میدیدیم، اما تعداد محصولات واقعاً متمایز کمتر به نظر میرسیداین مسئله یک هشدار مهم برای اکوسیستم فناوری ایران است.
زیرا اگر همه از یک مدل زبانی مشابه استفاده کنند، همه RAG داشته باشند و همه یک دستیار هوشمند بسازند، دیگر سؤال اصلی این نیست که:
چه کسی هوش مصنوعی دارد؟
بلکه سؤال این است:
چه کسی مسئله بهتری دارد؟
سخنرانی بیشتر از محصول
یکی دیگر از برداشتهای قابلتوجه، حجم بالای سخنرانیها، پنلها و گفتوگوهای مربوط به هوش مصنوعی در مقایسه با تعداد محصولات واقعاً نوآورانه بود این البته ذاتاً اتفاق بدی نیست. صنعت به گفتوگو، آموزش و تبادل تجربه نیاز دارد.
اما یک تناقض قابل تأمل وجود داشت:
به نظر میرسید سرعت صحبت کردن درباره هوش مصنوعی از سرعت ساخت محصولات متفاوت با هوش مصنوعی بیشتر شده است.
ما درباره Agentها، مدلهای زبانی، تحول دیجیتال، آینده کسبوکار و اقتصاد هوش مصنوعی زیاد صحبت میکنیم؛ اما هنوز در تبدیل این مفاهیم به محصولات و کسبوکارهای مقیاسپذیر با ارزش اقتصادی روشن، فاصله داریم.
فاصله ما با جهان کجاست؟
نکته مهم این است که نباید تصور کنیم جهان مسئله هوش مصنوعی را بهطور کامل حل کرده است.در جهان نیز بسیاری از سازمانها هنوز در مرحله آزمایش، پیادهسازی و پیدا کردن مدل اقتصادی مناسب برای GenAI هستند اما تفاوت مهمی در جهت حرکت وجود دارد بحث در شرکتهای پیشرو دیگر صرفاً درباره «استفاده از هوش مصنوعی» نیست.
بحث درباره بازطراحی فرایندها، تغییر مدل عملیاتی، ایجاد Agentها، بازتعریف نقش انسان، ایجاد سیستمهای تصمیمیار و ساخت محصولات AI-native است.
گزارشهای Stanford و McKinsey نیز نشان میدهند که اگرچه استفاده سازمانی از هوش مصنوعی بهسرعت در حال افزایش است، ایجاد ارزش واقعی همچنان به توانایی سازمانها در بازطراحی Workflowها و اتصال هوش مصنوعی به اهداف کسبوکار وابسته است بنابراین فاصله ما فقط فاصله تکنولوژیک نیست بخش مهمتر فاصله، فاصله در نوع نگاه به مسئله است
مسئله اصلی ایران شاید کمبود هوش مصنوعی نباشد
این شاید مهمترین نتیجهای باشد که از الکامپ امسال میتوان گرفت اگر فردا همه شرکتهای ایرانی به بهترین مدلهای زبانی دنیا دسترسی داشته باشند، آیا ناگهان محصولات نوآورانه زیادی خواهیم داشت؟
احتمالاً نه.
زیرا مسئله اصلی قبل از فناوری اتفاق میافتد ما باید یاد بگیریم مسئله را درست تعریف کنیم.
مسئله باید:
- واقعی باشد؛
- برای مشتری مهم باشد؛
- هزینه یا ارزش قابلاندازهگیری داشته باشد؛
- قابل حل باشد؛
- و هوش مصنوعی واقعاً در حل آن مزیت ایجاد کند.
بعد از آن باید پرسید کدام فناوری مناسب است.
نه برعکس. از AI Showcase به AI Value
شاید الکامپ ۱۴۰۵ یک مرحله مهم از بلوغ اکوسیستم فناوری ایران را نشان میدهد.
ما از مرحله:
«هوش مصنوعی چیست؟»
عبور کردهایم.
تا حدی از مرحله:
«چطور هوش مصنوعی را به محصولمان اضافه کنیم؟»
هم عبور کردهایم اما هنوز باید وارد مرحله مهمتری شویم:
«با هوش مصنوعی چه ارزش اقتصادی جدیدی ایجاد کنیم؟»
این مرحله سختتر است در این مرحله دیگر داشتن مدل زبانی مزیت نیست داشتن Chatbot مزیت نیست داشتن RAG مزیت نیست حتی داشتن یک تیم هوش مصنوعی بهتنهایی مزیت نیست مزیت زمانی ایجاد میشود که یک شرکت بتواند مسئلهای را پیدا کند که دیگران ندیدهاند، آن را بهدرستی تعریف کند و با استفاده از هوش مصنوعی راهکاری بسازد که قابلاندازهگیری، قابلپرداخت و قابلمقیاس باشد.
الکامپ بعدی باید چه چیزی را نشان دهد؟
اگر قرار باشد الکامپ سال آینده نشانه بلوغ واقعیتری از اکوسیستم فناوری ایران باشد، شاید بهتر باشد سؤال اصلی نمایشگاه از:
«چه فناوریهایی داریم؟»
به:
«چه مسائلی را حل کردهایم؟»
تغییر کند غرفهای که یک مدل زبانی را نمایش میدهد، الزاماً جذاب نیست غرفهای که نشان میدهد:
«این مسئله را داشتیم، این مقدار هزینه داشت، این راهکار هوش مصنوعی را طراحی کردیم و این میزان ارزش ایجاد شد»
بسیار مهمتر است.
آینده نمایشگاههای فناوری نه در تعداد بیشتر Chatbotها، بلکه در تعداد بیشتر مسائل حلشده است.
الکامپ ۱۴۰۵ نسبت به سال گذشته بدون تردید بلوغ بیشتری در پذیرش و حضور هوش مصنوعی داشت اما این بلوغ بیشتر در استفاده از فناوری دیده میشد تا در حل مسئله و ایجاد ارزش.
اگر بخواهم ارزیابی نهایی را در سه جمله خلاصه کنم:
هوش مصنوعی در الکامپ ۱۴۰۵ حضور داشت؛ اما نوآوری کمتر.
فناوری وجود داشت؛ اما مسئله درست کمتر دیده شد.
و شاید مهمتر از همه:
بزرگترین چالش اکوسیستم فناوری ایران در عصر هوش مصنوعی، نداشتن فناوری نیست؛ ناتوانی در تشخیص و تعریف مسئله درست است.
الکامپ ۱۴۰۵ به ما نشان داد که بازار ایران آماده پذیرش هوش مصنوعی شده است اما برای ورود به مرحله بعد، دیگر به هوش مصنوعی بیشتر نیاز نداریم؛به مسئلههای بهتر، طراحی محصول بهتر و نگاه کسبوکاری عمیقتر به هوش مصنوعی نیاز داریم.



